عبد الجليل قزوينى رازى

466

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

شيعت بندانسته‌اى كه شيعه جهودان را حرام‌زاده ندانند و ترسا و گبر را اگرچه كافر دانند حرام‌زاده نخوانند ، و خداى تعالى عالم است كه شيعت كافران بت‌پرست را حرام‌زاده ندانند و نخوانند ، و همه را حلال‌زاده دانند اندى كه « 1 » شبه نكاحى رفته باشد ميان مادر و پدرشان ؛ و در كتب شيعه اين مسأله أظهر من الشّمس است ، و غرض شيعت از آن اصل آن باشد تا چون اين جماعت ايمان آورند پاك نسبت « 2 » باشند كه كفر بايمان برخيزد حرام‌زادگى به هيچ زايل نشود تا هركافر كه مؤمن شود حلال‌زاده باشد و خللى نكند و هيچ مخالف خود را حرام‌زاده ندانند و نكاحها همه « 3 » مرضىّ شرع و مقبول حكم « 4 » پس با اين طريقت و مذهب چگونه « 5 » شيعت همه را حرام‌زاده دانند و منتظر سيصد و اند « 6 » حلال‌زاده باشند . . . ؟ و هيچ عاقل را ديده‌اى كه بحرامزادگى بر خود اعتراف دهد و خلف سلف خود را حرامزاده دانند . . . ؟ تا انتظار عددى كنند « 7 » حلال‌زادگان ! ؟ و عاقل چنين كلمات چگونه قبول كند ؟ ! و غرض ما كه همه را حلال‌زاده دانيم چون شبه نكاح رفته باشد بايجاب و قبول آنست تا همهء صحابه چون ايمان آورند و مؤمن شوند پاك‌زاده باشند تا اين تزوير « 8 » و تمويه كه بر طريق تشنيع و شبهت آورده است بدين حجّت روشن باطل و مضمحلّ باشد و خروج قائم موقوف است بر مصلحت بارى تعالى نه بر انتظار عدد ، و مسلمانان همه حلال‌زاده‌اند و اين معنى كسى را لازم باشد كه گويد : عقد فاسقان درست نباشد و فسقى عظيم‌تر از شرك نباشد كه إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ « 9 » ، و كافر و مشرك ناپاك‌زاده باشند كه إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ « 10 » و چون عبد اللّه و عبد المطّلب كافر و مشرك باشند و آمنه « 11 » كه مادر محمّد است بنت وهب كافره و مشركه باشد ، و آن

--> ( 1 ) - ث م ب : « زيرا كه » ح د : « كه » ( بدون « زيرا » ) پس « اندى كه » در متن كه صريح نسخهء ع است بمعنى همين كه مىباشد . ( 2 ) - ح د : « پاك‌نسب » . ( 3 ) - ث م ب : « و نكاحهاى همه » . ( 4 ) - ح د باضافهء : « دانند » و براى تحقيق اين مطلب رجوع شود بتعليقهء 169 . ( 5 ) - « چگونه » فقط در ح د . ( 6 ) - ح د : « تيرست و اند » و در حاشيهء نسخهء ح نوشته شده : « ن : سيصد و اند » و در حاشيهء د نوشته شده : « تيرست بپارسى درى بمعنى سيصد باشد و اند عدد مجهول بين عقدين چنانچه نيف و بضع در عربى » و در برهان قاطع گفته : « تير است بكسر اول و خفاى همزه بر وزن مىبست به زبان پهلوى عدد سيصد را گويند و به عربى ثلاثمائه خوانند و بحذف همزه نيز درست است » . ( 7 ) - م ب : « كشند » . ( 8 ) - ع ث م ب : « تا اين طريقه » ح د نيز ندارند و بقرينهء مقام تصحيح شد . ( 9 ) - ذيل آيهء 13 سورهء مباركهء لقمان . ( 10 ) - از آيهء 28 سورهء مباركه توبه . ( 11 ) - ع ث : « ايمنه » پس معلوم مىشود كه آن زمان همزهء دوم را قلب بياء ميكرده‌اند چنان كه در « ايمن » ياد كرده‌اند كه اصلش « آمن » بوده است در هرصورت مراد آمنه بنت وهب مادر پيغمبر خاتم ( ص ) است .